برابرهای واژه حفاظت کردن به پارسی
جستن واژهای دیگرحفاظت کردن
برابرهای پارسی
(=to protect) پاس داشتن، پاسیدن؛ (=to conserve) پَهرِستَن؛ (= to keep) نگهداشتن
واژه «حفاظت کردن» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «(=to protect) پاس داشتن، پاسیدن؛ (=to conserve) پَهرِستَن؛ (= to keep) نگهداشتن» میباشد.
به جای «حفاظت کردن» بگوییم «(=to protect) پاس داشتن، پاسیدن؛ (=to conserve) پَهرِستَن؛ (= to keep) نگهداشتن»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: درنبود، درپنهان، درپشت سر